تبليغاتX
فراموش شده ام نپرس

من از دیار فراموش شدگانم تنهایم مگذار

کاش برای قفس دلم دری بود
مهم نبود سوی چه باز شود

مهم اینکه دری بود

تا دل را به ازادی خوش می کردم

+ تاريخ جمعه 1390/05/07ساعت 20:31 نويسنده فراموش شده |

کاش می شد

منم امشب می گریستم

تا در خلوت تنهایی خودم

بهانه ای برای رقص احساسم

داشته باشم...

+ تاريخ یکشنبه 1390/03/22ساعت 22:36 نويسنده فراموش شده |

به شنایی محتاج نیستم

مرا فقط تماس دست احساست

کافیست

 برای نجات خود

از دریای خروشان زندگی

به شنایی محتاج نیستم...

+ تاريخ چهارشنبه 1390/03/04ساعت 11:4 نويسنده فراموش شده |